به بخش شعر،ادبیات وموسیقی خوش آمدید. از آنجا که شعر ،ترانه وموسیقی همچنین گفتمان نوشتاری درخوروشایسته میتوانند اثرات سحرانگیزی بر زندگی واحوالات بهترما داشته باشند از سرودها، نوشته ها و اجراهای شما استقبال میشود. و با نام خودتان درج میگردد در سال جدید قراراست امکانات بسیارمناسبی جهت همایشهای شعر و ادبیات و موسیقی توسط اساتید برجسته برگزار گردد.
دكلمه و اجرا از كهنه سرباز خدمتگذار وطن
ازخاطرات اجتماعی خدمتگزار وطن…با درود و احترام، ازآنجا که مطمن هستم همیشه برای هر مشکلی راه حلی هست بهترین درمان را برای افرادمعتاد هنردرمانی دانسته ام واینکه اعتیادباید درشخصیت فرد درمان شودنه درجسمش، اوباید شخصیت سرکوب شده وتحقیرشده است رابازیابد وبه وجودانسانیش احترام بگذارد آنگاه معتاد به هیچ چیزی نخواهدشد خصوصاموادمخدر وقرصهای روانگردان، انسان موجودیست که درعین حال که قویترین است ضعیف ترینم هست بستگی داردبه نوع تفکرورفتارش فاصله بین انسان ضعیف وقوی یه تصمیم است همانگونه که فاصله بین فرشته بودن یاشیطان بودن، شیطان مظهربدیها وپلیدیهاست اما ظالم نیست چون هیچکس رامجبور به کاری نمیکند فقط وسوسه ودعوت مینماید، ماهستیم که تماما یا تاحدی تسخیرش میشویم، دست خودمان است که به وسوسه هایش توجه نمایم یابی توجهی، تازه شیطان خیلی وقتها مظلوم واقع میشودزیرابهانه ای میشود برای آنکه خطاهایمان راگردنش بیاندازیم،آیاوقت آن نرسیده دست ازسرشیطان برداریم ودرتمامی موارد راه درست رادرپیش بگیریم؟بسیار مشعوفم که توانستم درتستی صد در صد موفقیت آمیز بیست نفر ازمعتادین به موادمخدررا بدون نیازبه دارو وازطریق هنردرمانی وخودباوری کاملا ترک داده وموجبات موفقیتشان درکاروزندگی فراهم شود خاطره شیرینم که پیرو این توفیقات پیش آمددرخصوص کامران ۲۳بود که اقدام به خودکشی ناموفق نموده بود وحتی بارجوع به روانپزشک بدترهم شده بود وخانواده اش ناگزیربه مراقبت ۲۴ساعته بودند چون قصد داشت هرطورشده خودکشی موفق انجام دهد مادرکامران با مادر یکی از کسانی که ازاعتیاد به موادمخدر ترکش داده بودم دوست بود وبه این ترتیب جهت صحبت با کامران ازمن دعوت شد هرچندمادرش اعتقاد داشت اوباکسی صحبت نمیکندوفایده ای هم نداردهم به عنوان يک امتحان بی ضرروبی هزینه موافق بود وقتی با کامران روبه روشدم میدونستم که ازموعظه ونصیحت تنفردارد وباید ابتداد بااوهمزادپنداری کنم برایش جاذبه ایجادکنم بعدمسیرنگرش اورابه زندگی عوض کنم وقتی با اوسلام واحوالپرسی کردم پاسخی سرددادگویی که فقط میخواست بی احترامی نکرده باشد بعدبه سمت اتاقش رفت گفتم گل پسر یه لحظه صبرکن گفت ببخشید نه باشما نه باهیچکس حرفی ندارم میخوام تنهاباشم دست ازسرم بردارید گفتم نمیخوام حرف بزنم یا نصیحتت کنم فقط راجب رفیقت میخوام شعری بگم وبرم گفت کدوم رفیق گفتم تنهایی کنجکاو شد و گفت خوب چیه گفتم..من بی کس وبی همدمم، شریکی دائم باغممم،گرکه خراب عالم ،آلوده نیست دامنم،باغم اشک میریزمو هم کیش غمها میشوم،غم هم اگرترکم کندتنهای تنهامیشوم.
یک مرتبه کامران باهیجان گفت وای چه شعری،وصف حال منه انگارواسه من گفتند این شعرازکیه گفتم ازخودم وادامه دادم..اگه موافقی باهم بریم تواتاقت چندتاشعردیگه هم واست بگم بعدازاینکه چند تا شعری که میدونستم دوست داره براش بیان کردم واحساس کردم به شخصیتیش ورود پید اکردم ازش پرسیدم جوان به این خوشتیپی درعنفوان جوانی خانواده با اصالت و وضعیت مالی خوب چراراجب زندگی که انقدرزیباست اینطورفکری میکنی وتصمیم بدی گرفتی، خیلیها با بیماری میجنگند تا زنده بمونند وزندگی کنند توکه شکرخداهم سالمی هم اینهمه امکانات داری چرا؟ گفت خانواده ام اصلا منو درک نمیکنند فکرمیکنن همه چی پوله وامکانات مادی ،احساس تنهایی میکنم وقتی جلوی آینه میرم میبینم کلی موی سفید دارم آرزوهامو بر باد رفته میبینم، چون شعرایی روکه براش گفته بودم یادداشت کرده بودقلم وکاغذدم دستش بود بهش گفتم قلم و کاغذ تو بده میخوام بداهه باهمینایی که گفتی واست ترانه بسازم واین ترانه روساختم…زمرگ حس بیمارم، سیه پوشیده روزگارم،دراین تکرارتنهایی،عجب حال بدی دارم، هراسان وسراسیمه نگاه کردم به آینه، سپیدپوش شده موهایم، تبه شد آرزوهایم
خلاصه اینکه تونستم اثرسحرآمیزی باشعر روی کامران بذارم باشعر و ترانه تونستم باهاش صمیمی بشم وبه زندگی برگردونمش کامران ظرف کمترازدوهفته عاشق زندگی شد بعدشم عاشق یه دخترشد وازدواج کرد هرچندمجبورشد مثل خیلیا که مهاجرت کردن اونهم باخانوادهاش بره بعد اوصف حال خودم دراین ظلمهای پی در پی کشم بارستم تاکی،یکی چون من حلالخواراست یکی خون میخوردبامی، وبرمن میزندفریاد که هم خائن هم دونی،به زنجیرت کشم دربند خطاکاری ومجنونی،اره مجنون این خاکم، گنه ناکرده ایی پاکم، خارتهمت روبیرون آر، ازاین چشمهای نمناکم.
این همون ترانه است که روش موسیقی گذاشتم البته اتودده فرصت نشد درست وحسابی اجراکنم اماشنیدنش خالی ازلطف نیست خصوصا اینکه یه جوان شایسته روبه خانواده اش برگردوند…